شعری زیبا از طرف یکی از کاربران خوش ذوق پرتال 90

شب های کوتاه تابستان

بی تو از یلدا بلندتر می شود

چگونه تحمل کنم سکوت شب را

بی صدای قاه قاه خنده های تو

چه قدر تاریک است این شب ها

بی نور چشمان تو

که زل زده به دوربین و می گویی

"من قانع نمی شوم"

چگونه به خواب روم

بی آنکه سرم گیج رفته باشد

از حرکات پی در پی خودکار

در دستان تو

دوشنبه شب های من

با تو مثل روز روشن بود

تویی که رفتارت

تجلی نام زیبای توست

و سخنانت

جز از حقیقت نیست

چگونه صبح شود این شب ها

بی تلفن های پی در پی

و مردی که چون کوه ایستاده است

تا حقیقت آشکار شود

تو نباشی چه کسی

معنای "شهامت" را به من بیاموزد

و یادم است روزی که گفتی

من آمده ام تا "هرکسی، هرکاری نکند"

بی تو از این به بعد

دوشنبه ها شده

دوشنبه های انتظار

تا فصلی نو آغاز شود

من مانده ام

در انتظار

انتظار

انتظار

چگونه صبح می شود

دوشنبه های انتظار...

از طرف مهوار