برنامه 90 دادگاه کاملی بود که با زوایای آسیب شناسانه همه چیز را برملا کرد. بوشهری ها دیگر لازم نیست درباره علت سقوط شان بحث کنند و به قول خود عادل این تیم اگر می ماند عجیب بود.

* تناقض عجیب در صحبت های درخشان!حمید درخشان به دفعات گفته بود: «شاهین ابتدای فصل خوب نتیجه گرفته بود اما چون دیدم شرایط کار کردن مهیا نیست از این تیم جدا شدم.»
مسئولان باشگاه شاهین علت رفتن وی را مشکلات خانوادگی می دانستند.
خود او شب گذشته در برنامه 90 همه چیز را فراموش کرد و به نکته عجیبی اعتراف نمود که جای بحث بسیار دارد. او گفت: «من اول فصل از حقم گذشتم. اینها مرا نمی خواستند و برکنارم کردند و باید کل پولم را می دادند اما من از حقم گذشتم و پولم را تمام و کمال نگرفتم»
سئوال اینجاست: چرا تیمی که خوب نتیجه گرفته سرمربی اش را نمی خواهد؟ چرا همان زمان درخشان حرف از اخراج نمی زد؟ دلیل رفتن او چه بود و مدیران شاهین به چه دلیل او را کنار گذاشته بودند؟
جمشیدی مدیرکل ورزش و جوانان بوشهر به صراحت از انتساب درخشان به دلال هایی گفت که لباس تیم را هم توسط درخشان تامین کرده اند. درخشان می گفت: «70 میلیون تومان با هزینه شخصی لباس خریدم و یک ریال هم به من ندادند.»
نظرزاده در مورد کیفیت لباس هایی که درخشان می گفت ایتالیایی بوده اظهار داشت متوسط بود و طالب هم گفت بد هم نبود!
چرا درخشان که به قول فردوسی پور از تیمی که پول شام و ناهار نداشت و در اتوبوس گروگان گرفته می شد به راحتی 100میلیون می گیرد، تاکنون حرفی از 70 میلیون لباس ها نزده؟ این در نوع خود جالب نیست؟
 

* عادل کاربوشهری ها را راحت کرد؛ این تیم چرا باید می ماند؟عادل فردوسی پور با دست پر به برنامه 90 آمده بود تا مصاف با مدیران شاهین همه اسناد و مدارک را رو کند. اطلاعاتش تا آنجا به روز بود که شماره و تاریخ چک پاس شده طالب لو را هم داشت. دوستان عادل برایش سنگ تمام گذاشته بودند. اوراقی که او آنها را زیر و رو کرد حاوی نکات بسیاری بودند. آنقدر که خود او به بچه های پشت صحنه ها - علی ها به قول خودش- گفته بود با این اسناد می شود همین جا دادگاه برگزار کرد حکم داد و حکم را اجرا نمود! از رقم قرارداد دقیق همه بازیکنان تا میزان پرداختی هر فرد. مدیران شاهین هم که دیدند دست فردوسی پور پر است مقابل او قرار نگرفتند وگرنه ناچار بودند در گوشه رینگ بمانند.
برنامه 90 دادگاه کاملی بود که با زوایای آسیب شناسانه همه چیز را برملا کرد. بوشهری ها دیگر لازم نیست درباره علت سقوط شان بحث کنند و به قول خود عادل این تیم اگر می ماند عجیب بود. دیشب مردم همه چیز را فهمیدند. اصلی ترین دلایل سقوط اینگونه بود:
 

1- ضعف مدیریت؛ نظرزاده گفت بازیکنان بابت سال قبل هم 60 درصد طلبکارند. این تیم با وجود 60 درصد بدهی به نفراتش در لیگ دهم اما شاهد چنین مسائل طنزگونه ای مانند این فصل نبود. این معنایش آیا غیر از این است که مدیریت فصل جاری ضعف داشت؟ مدیریتی که نظرزاده بهترین توصیف را در موردش انجام داد. افراشته بومی و دلسوز بود اما نزدیکانش به او مشاوره های خوبی نمی دادند. هیئت موسس که دو نماینده در هیئت مدیره داشت چرا حالا مدعی است که در تصمیمات نقشی نداشته؟ گزی که در نیم فصل با پرونده زیر بغل به تلویزیون بوشهر رفت و آمار این فصل شاهین با فصل قبل را مرور کرد تا بگوید چقدر پیشرفت داشته اند چرا امروز همان آمارها را ارائه نمی دهد؟ تلفنش چرا شب گذشته زنگ می خورد و جوابگو نبود؟ اینها رفقای روزهای شادی شاهین بودند و حتی نیامدند زیر تابوتش را هم بگیرند. ابوالفتحی با کدام پیشینه مدیریتی در فوتبال برای شاهین تصمیم می گرفت؟ دلال ها هم اگر اطراف تیم بودند دلیلش به همین ضعف تیم برمی گردد.
 

2- تبعض در پرداخت ها و نبود رفاقت، وحید طالب لو نتوانست مقابل ادله های محکم عادل قرارداد 800 میلیونی اش را کتمان کند. 800 میلیونی که 400 میلیون آن اول فصل، 40 میلیون اواسط فصل و چک 200 میلیونی اش هم بعد از مصدومیت او پاس شده. آنجایی که بهروان سقف قراردادها را مورد انتقاد قرار داد اشاره به طالب لو داشت. او می گفت بازیکن آمده می گوید من 800 میلیون قراردادشتم 640 میلیون گرفته ام و 160 میلیونش باقی مانده... وقتی بازیکنان می بینند که چنین ناعدالتی ها صورت گرفته و بعد همان بازیکنان که بیشترین دریافتی را داشته اند قبل از پایان فصل شکایت هم می کنند چگونه باید رفاقت پابرجا می ماند؟ تیمی که در آن رفاقت نباشد باید هم سقوط کند. طالب لو بی دلیل از صراحت لهجه نظرزاده گلایه کرد. او چیزی غیر از واقعیت نگفت و امکان ندارد در چنین تیمی رفاقت وجود داشته باشد.
 

3- منفعت طلبی، درخشان خیلی راحت 100 میلیون از 400 میلیون تزریق شده به باشگاه را برمی دارد. طالب لو وشکوری بیشترین دریافتی را دارند و شکایت هم می کنند. اینچنین منفعت طلبی و خودخواهی آیا به تولید جزیره های متعدد در تیم منجر نمی شود؟ کسی نمی پرسد تیمی که بدهکار است چرا بازیکن 800 میلیونی می گیرد؟ چرا در این باشگاه کسی دنبال مصوبه 10 میلیاردی رییس جمهور نرفت تا وقتی پیگیری شد که اولا به 5 میلیارد رسید و بعد هم کمک به فوتبال ممنوع بود؟ اگر آن پول به حساب باشگاه می آمد بدهی سه میلیاردی فصل قبل و هزینه های این فصل را پوشش نمی داد؟
 

4- نبود تشکیلات منظم، پول اردوی ترکیه در دست منیعی بود و محمد مومنی کار حسابدار باشگاه را انجام می داد.هر شهری که بیشترین بازیکن را داشت باید اردوها آنجا برگزار می شد. هرکس سازی می نواخت. اعتصاب ها بازار گرمی داشت. تغییرات مکرر مربی و مدیر غوغا می کرد. حق با مهدی نوری است که اداره شاهین را در حد یک روستا می داند. این تیم چرا باید می ماند؟
 

5- اختلافات درون استانی، مدیران استان حامی شاهین نبودند. جمشیدی می گوید اواخر فصل همراه تیم بودم و استاندار پاداش ممی داد. حافظه ما تا آنجا که یاری می کند فصل قبل هم بعد از رفتن کنگانی بود که استاندار و جمشیدی به تیم نزدیک شدند. این آیا معنایش این نیست که با وجود افراشته و کنگانی نباید به تیم کمک می شد؟
 

* نتیجه: صداقت نظرزاده شب گذشته محبوبیت او را بین شاهینی ها دوچندان کرد. او به هیچکس بی احترامی نکرد اما همه حرفهایش را صریح زد. حتی در مقابل گلایه طالب لو هم حرمت ها را نگه داشت. آنجایی که درخشان او را شاهد گرفت که تیم را از هتل بیرون کرده اند محترمانه گفت که درخشان کذب می گوید و با بیان این که من خانه مادر خانمم بودم و بچه ها خودشان می خواستند بروند نشان داد بحث خروج از هتل واقعیت ندارد. عدم پاسخگویی مدیران شاهین خود بیانگر همه حقایق و تایید همه حرفها بود. نظرزاده در اقدامی جالب از هیچکس تشکر نکرد تا نشان دهد جایی برای تشکر باقی نمانده و فقط گفت من به خاطر هواداران ناراحتم. ختم کلام اینکه بیچاره همین مردم که دل به چه تیم بی سر و سامانی بسته اند. حق با این بازیکن بوشهری است که گفت: «کاش همه فوتبال حرفه ای به هواداران ختم می شد.»